کمال گرایی و ریشه روان شناختی آن

در گذشته کمال گرایی به عنوان سازه ای تک بعدی، غیرانطباقی و ناکارآمد در نظر گرفته می شد.


کمال گرایی از جمله سازه های شخصیتی است که پژوهش های زیادی درباره آن انجام شده است (فلت و هویت، 2005 ). کمال گرایی به عنوان وضع معیارهای شخصی بسیار بالا در عملکرد، همراه با گرایش به انتقادی بودن افراطی در ارزیابی عملکرد شخصی و سرزنش خود. در ابتدا کمال گرایی به عنوان سازه ای تک بعدی، غیرانطباقی و ناکارآمد در نظر گرفته می شد، اما اخیراً، کمال گرایی چند بعدی با جنبه های فردی و بین فردی در نظر گرفته است ( قالی 2008،3 ) با توجه به رابطۀ منفی بین کمال گرایی و بهزیستی روان شناختی( نادری، 1391 )، بهزیستی روان شناختی یکی از متغیرهایی است که احتمالاً به دلیل وجود کمال گرایی در دانش آموزان دچار مشکل می شود. شواهد پژوهشی حاکی است که کمال گرایی در شکل گیری علائم افسردگی نقش زیادی دارد (برای مثال چانگ و راند 2000،5 ؛ هویت، فلت و ادیگر) همچنین بین کمال گرایی و مشکلات جسمی / روان شناختی رابطۀ مثبت به دست آمده است(برای مثال سومی و کاندا 7 2009 ؛ تاجیک زاده، صادقی و مهرابی زاده، 1394 ؛ شیر محمدی، کاکاوند، صادقی و جعفری 2015 ) در پژوهشی نشان دادند که افراد غیرکمال گرا و کمال گرای سازگار در مقایسه با افراد کمال گرای ناسازگار ، رضایت از زندگی و عزّت نفس بیشتری دارند. با توجه به ارتباط کمال گرایی با باورهای غیرمنطقی و افکار منفی و تفکر مثبت و خوش بینی/بدبینی (پریری ا، مونتریرو، کاس تیلو، فونسکا ، راکو،2017 )، احتمالا درمان مثبت نگر بتواند بر،(2016 ؛ استوبر و کور ، مارکوس و ماسادو) بهزیستی روان شناختی دانش آموزان کمال گرا اثرگذار باشد. روان درمانی مثبت نگر بر این فرض استوار است که اختلالات خلقی (افسردگی) و اضطرابی می توانند به طور مؤثر نه فقط با کاهش علائم منفی، بلکه به طور مستقیم با ایجاد هیجان مثبت، تقویت توانمندی های فرد و ایجاد معنی درمان شوند. این منابع مثبت احتمالاً با علائم منفی مقابله کرده و سدی در برابر تشدید و بازگشت اختلال یا مشکل می شود، پژوهش های مرتبط با کمال گرایی و رویکرد مثبت نگر در گذشته به طور عمده، از نوع مطالعات همبستگی و علی مقایسه ای بوده است. در مطالعات مختلف درمان مثبت نگر بر کاهش علائم اضطراب و افسردگی و افزایش توانمندی ها،شادکامی و رضایت از زندگی برای افزایش انعطاف پذیری در تفکّر و حل مسأله مؤثر بوده، کاهش افسردگی است؛ اما تاکنون تأثیر این روش بر کمال گرایی بررسی نشده است. از جمله درمان دیگری که می تواند در دانش آموزان کمال گرا مؤثر باشد، درمان شناختی - رفتاری است. طبق مفروضۀ بنیادی اغلب مدل های شناختی-رفتاری، شناخت ها و ادراک های افراد، هیجانات و رفتارهای آن ها را شکل می دهند و بنابراین، چگونگی تفکّرات بیماران بر رفتار و بهزیستی هیجانی آن ها تأثیر می گذارد.